تبلیغات
stories with me - باغ وحش Online User

شارژ ایرانسل

فال حافظ

پیچک

 

دوشنبه 24 مهر 1391

باغ وحش



باغ وحش شهر دو جانور جدید آورده بود و کلاس 3 الف دور قفس جمع شده بودند تا از نزدیک آنها را تماشا کنند.
معلم کلاس گفت: «خیلی به قفس نزدیک نشوید.»
یکیاز دانش آموزان گفت: «ولی خطرناک به نظر نمی رسند.»
دیگری گفت: «اتفاقآ خیلی بانمک اند.»
معلم گفت: «بانمک بنظر می رسند چون هنووز بزرگ نشده اند. البته اینکه کم سن و سال اند گاهی می توانند خطرناک باشند. آنها از روزی که به دنیا می آیند گوشت خوارند.»
یکی از دانش |آموزان پرسید: « یعنی ما را می خورند؟»
معلم گفت: «شاید»

یکی دیگر گفت: « بنظر اهلی می رسند. از موقعی که ما آمده ایم اصلا تکان نخورده اند.»
معلم گفت: «بیشتر به آن جعبه در گوشه قفس علاقه دارند تا به ما. اگر یکی از آن جعبه ها را کنارشان بگذاری ساعت ها می نشینند و تکان نمی خورند. ولی به محض این که جعبه را برداری وحشی می شوند.»
یکی از دانش آموز ها گفت: « ولی بنظر من بانمک اند. تقریبا شبیه میمون های قفس کناری اند. آیا مثل آنها زرنگ اند؟»
معلم گفت: «ابدا. در زرنگی و شیطنت به پای میمون ها نمی رسند.»
یکی از دانش آموز ها گفت: « بنظر من موجودات خسته کننده ای هستند. چه پوست صورتی بد رنگی دارند! خیلی زشت اند!»
معلم گفت: « اگر با تعجب به جعبه خیره نمی شدند، شاید جالب تر بنظر می رسیدند. این موجودات معمولا در تکاپو هستند. به هر حال آن ها پروژه این ترم شمایند و هر کدام از شما باید در کامپیوتر، آنها را توصیف کنید.»
کلاس 3 الف به زودی از تماشای موجودات جدید خسته شدند و به قسمت دیگر باغ وحش رفتند تا بقیه حیوانات را تماشا کنند.
همینطور که دور می شدند، یکی از دانش آموزان از معلم پرسید: «گفتید از کجا آمده اند؟»
معلم گفت: «من که چند بار گفتم، چرا گوش نمی کنی؟! گاهی فکر می کنم یک ذره مغز توی این سه کله ات نیست. آنها از کره ای به اسم زمین آمده اند. به آنها می گویند بچه آدمیزاد. حواست را جمع کن تا دوباره سوال نکنی.»
                                                                                                  
                                                                                                برایان پتن


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
feet complaints شنبه 18 شهریور 1396 07:30 ق.ظ
I’m not that much of a online reader to be honest
but your blogs really nice, keep it up! I'll go ahead and
bookmark your site to come back later. All the best
mypaper.pchome.com.tw چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:08 ب.ظ
I every time emailed this weblog post page to all my contacts, since if like
to read it after that my contacts will too.
BHW شنبه 12 فروردین 1396 11:09 ب.ظ
Can I simply just say what a comfort to uncover someone that truly knows what
they're discussing over the internet. You actually know how
to bring an issue to light and make it important.

More people should look at this and understand this side of your story.
I was surprised that you aren't more popular given that you most
certainly possess the gift.
Sherlock Holmes چهارشنبه 3 آبان 1391 09:15 ب.ظ
فک کنم آپ نمی کنه (کنایه ای اندر عبارات ادبی این بلاگ ) ... راستی p کجا بودی نبودی بودی نبودی بودی نبودی بودی نبودی ...
Hiva پاسخ داد:
من روزی صد باحرص میخورم چرا نمیشه آپ کرد به خدا تقصیر من نیست باید برا سرعت اینترنتم فکری کرد...
p چهارشنبه 3 آبان 1391 02:39 ب.ظ
عزیزدلم چراعصبانی میشی آخه؟من بودم دیگه
سوال به این آسونی.
امتحان که ترس ندارهمیری میشینی بعدیه ورقه میذارن جلوت توهم هرچی که فهمیدی مینویسی بعد20میگیری.
چن روزکه باهم بودیم ازم دلخورنشدی؟
وب خیلی خوبی داری فقط...چن شنبه هاآپ میکنی؟
Hiva پاسخ داد:
اه p خوبی؟ اواخر از دارک احوالتو گرفتم دلم برات تنگیده بود چن شنبه ها معلوم نیس اولین نظر این پست رو بخونی میفهمی چرا. ولی ناراحت نباش من اصلا ازت دلخور نیستم اما دوستان گرامی مدرسه و امتحانای بسیار راحت و معلمان مهربان و بسیار زود گذر سرعت اینترنت که مثل نور میگذره اعصابمو بهم ریخته بود.
سه شنبه 2 آبان 1391 03:36 ب.ظ
پدیا؟(حالت انفجاری خنده)
خوب دیگه بسه هیواجان خودم بگم؟
Hiva پاسخ داد:
بابا من در ترس امتحان زیست و ادبیات و فیزیک و دینی و عربی و شیمی تو روز های شنبه و یه شنبه و دوشنبه ام تو منو گیر آوردیا...چه میدونم شری؟ chichini? p? بگو دیگه (حالت عصبانیت بد جور)
Sherlock Holmes سه شنبه 2 آبان 1391 01:56 ب.ظ
نه خیر من نیستم نابغه . من همیشه با این اسم نظر میدم .
Hiva پاسخ داد:
آره جون خودت اون بار که با نام یه دوست نظر داده بودی البته ببخشید من واسه امتحانا و سرعت پایین اینترنت اصلا حالم خوش نیست...
دوشنبه 1 آبان 1391 03:37 ب.ظ
وای یکی ازحدسات درسته.
دیگه داشتم کم کم ناامیدمیشدم.
فک کردم منوفراموش کردی....امانه هنوزم یادته.
Hiva پاسخ داد:
پدیا؟
یکشنبه 30 مهر 1391 07:33 ب.ظ
ای بابا.
شماانگاراصلآیادت نمیادها.نه خیرحدس هایی که زدی اشتباه بودن.(عجب سرگرمی درس کردم واسه ی خودم.)من که همینجوری نمیگم که کیم(شایدهم گفتم)به زودی خواهی فهمید.
Hiva پاسخ داد:
پدیا؟ شری؟ chichini؟ p ؟ آنیتا؟ نگین؟ دل آرام؟ tahara؟ رها؟ کی هستی آخه؟
یکشنبه 30 مهر 1391 03:13 ب.ظ
سوتی خیلی بزرگی دادم.واییییییالان بایدچشم بسته حدس بزنی.
Hiva پاسخ داد:
بگو ببینم:-/
یکشنبه 30 مهر 1391 01:11 ب.ظ
نه نیستم.فکر کن فکر کن فکرکن .یادت میاد؟سرنخ میخوای مگه کارآگاهی؟واقعآیادت نمیاد؟شگفتا!!!
Hiva پاسخ داد:
کارآگاه نباشم بلاخره بیست سوالی که بلدم نمی دونم سارا نیستی؟؟؟یا شاید هم نیلوفر؟؟؟بگو ببینم از بچه های مدرسه ای یا...:-/
شنبه 29 مهر 1391 04:53 ب.ظ
نشناختی؟اولین حدسی که بزنی منم دیگه.
Hiva پاسخ داد:
ببخشید ولی...ببینم ومپایر نیستی؟؟؟ اگه نه یه سرنخ بده من که نمیتونم کف دستمو بو کنم بگم کی هستی؟؟؟!!!
Sherlock Holmes جمعه 28 مهر 1391 05:48 ب.ظ
خیلی خیلی خیلی باحال بود ...
Hiva پاسخ داد:
خواهش
پنجشنبه 27 مهر 1391 03:06 ب.ظ
من اول فک کردم پلنگ صورتینممنون هیواجان.
Hiva پاسخ داد:
خواهش می کنم و یه چیز دیگه لطفا اسمتو بنویس:)
Hiva چهارشنبه 26 مهر 1391 11:47 ب.ظ
همگی ببخشید یه چند روز بخاطر مشکلی نمیتونم مطلب بذارم ولی منتظر یکی از داستان های شرلوک هلمز باشید.
Hiva پاسخ داد:
واقعا واقعا ببخشید من مطلب دارم حوصله نوشتن دارم اما میرم مطلب بذارم به جای اینکه محل نوشتن مطلب بیاد یه گردونه کوچولو میاد که بیست و چهار ساعته داره میچرخه خواهشا هر کی میدونه چی کار میشه کرد نظر بده. آخ خدایا...:((((
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر