تبلیغات
stories with me - اچ آی وی Online User

شارژ ایرانسل

فال حافظ

پیچک

 

پنجشنبه 20 مهر 1391

اچ آی وی



یارو مردکه ی معتاد آش و لاش از زندان در آوردند اورژانس بیمارستان فاطمه الزهرا، با بطری شکسته زده بود کبد خودش را داغون کرده بود. گفتند، خانم دکتر. زخمش عمیقه، خون ریزی داره، ببریم اتاق عمل. گفتم اول آزمایش HIV.  نتیجه آزمایش را آوردند، یارو ایدز داشت. گفتم من به این بیمار دست می زنم. عملش نمی کنم. گغتند دو تا دستکش دستتون کنید. گفتم جان من براتون ارزش داره یا این معتاد ایدزی. بابا، چرا حالیتون نیست، من هم ایدز می گیرم. پیغام پسغام، ایله می کنیم، بیله می کنیم. خلاصه کبد و پرده حاجب یارو را دوخت و دوز کردم. توی زخم خرده شیشه بود. خون زد بیرون. هفت هشت روز بعد سر و مر گنده برگشت زندان حالا القصه من مونده ام با شوهرم و بچه ام و هول وولا تا چند هفته ی دیگر و نتیجه آزمایش HIV.
  پوروین محسنی آزاد
                                                                                                            
  امیدوارم از داستان خوشتون اومده باشه متاسفانه احتمالا من به دلایلی برای یکی دو روز پست نمی ذارم ولی شاید اومدم و نظرات رو تایید کردم.


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Virginia پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 02:07 ق.ظ
Hello there, You have done a fantastic job. I
will certainly digg it and in my view suggest to my friends.
I'm sure they will be benefited from this website.
BHW یکشنبه 13 فروردین 1396 12:29 ب.ظ
Good post. I am dealing with many of these issues as well..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر