تبلیغات
stories with me - تپه های مجاور آسمان (قسمت سوم) Online User

شارژ ایرانسل

فال حافظ

پیچک

 

دوشنبه 10 مهر 1391

تپه های مجاور آسمان (قسمت سوم)



دو پسر بچه بعد از نهار به هم رسیدند. پدرو به استبان یاد داد که چطور به رکاب ترامواها چنگ بیندازد تا به وسط شهر برسد، دوان دوان از خیابان بگذرد و در شهر جمعیت را بشکافد...
جلو در بزرگی رسید. داخل یک حیاط انواع مجله ها وجود داشت، مردها، زنها، بچه ها، انواع مجله هایی را که می خواستند انتخاب می کردند. پدرو به قفسه ای نزدیک شد و یک بسته مجله زیر بغل گرفت. بعد آنها را شمرد و به استبان گفت:
- پول بده.
برای استبان مشکل بود که از اسکناس دل بکند. پرسید:
- درست ده سول می شود؟
- بله، درست. ده مجله، هر کدام یک سول.
استبان پول را به مرد چاقی داد و همراه دوستش بیرون رفت.
در میدان سان مارتین مستقر شدند. روی یکی از دیوار های کوتاهی که چمن دورش گرفته بود مجله ها را پهن کردند و شروع به فریاد زدن کردند:
- مجله، مجله، یکی یک سول و نیم.
کمی بعد فقط شش مجله مانده بود و بقیه به فروش رسیده بود. پدرو با غرور گفت:
- چی فکر می کنی، ها؟
- خوبه، خوبه...
و احساس کرد نسبت به دوستش، به شریکش، سرشار از حق شناسی است

فروش مجله ادامه داشت.
- مجله، مجله، یکی یک سول و نیم.
در ساعت چهار و نیم فقط یک مجله مانده بود.
پدرو گفت:
- آخ که دارم از گرسنگی می میرم. می تونی بری برام یک نون یا یه شیرینی بخری؟
استبان جواب داد:
- مانعی نداره.
پدرو یک سول از جیبش در آورد و توضیح داد:
- اینو از دو سول و نیم خودم میدم.
- بله میدونم.
پدرو که نبش خیابان را نشان می داد گفت:
- تا سینما می ری جلو ، بعد وارد خیابان اول دست راست می شی، در پنجاه متری یه مغازه است که مال ژاپنیهاس. یه نون یا ژامبون یا موز و کمی بیسکویت بخر.
استبان از خیابان گذشت، از لابه لای دو اتومبیل که ایستاده بودند عبور کرد و جهتی را که پدرو نشان داده بود در پیش گرفت.
 
منتظر قسمت آخر در روز پنجشنبه باشید.


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
http://avisjaus.hatenablog.com چهارشنبه 18 مرداد 1396 05:11 ب.ظ
An outstanding share! I have just forwarded this onto a colleague who had been conducting a little research on this.
And he actually ordered me breakfast simply because I found it for
him... lol. So allow me to reword this.... Thanks for the meal!!
But yeah, thanks for spending the time to
discuss this matter here on your blog.
BHW جمعه 25 فروردین 1396 12:22 ق.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right here.

The sketch is tasteful, your authored material stylish.
nonetheless, you command get got an nervousness over that you wish be delivering
the following. unwell unquestionably come further formerly again since exactly the same nearly a lot often inside case you shield this hike.
Sherlock Holmes سه شنبه 11 مهر 1391 07:34 ب.ظ
داره جالب میشه ...
Hiva پاسخ داد:
خوشحالم:)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر