تبلیغات
stories with me - تپه های مجاور آسمان (قسمت اول) Online User

شارژ ایرانسل

فال حافظ

پیچک

 

جمعه 7 مهر 1391

تپه های مجاور آسمان (قسمت اول)



 استبان نگاهی به پایین انداخت و اسکناس نارجی رنگ را دید. از تپه تا جاده پایین آمد و پس از چند قدم راهپیمایی در نزدیکی راه باریکی که به موازات جاده اصلی کشیده شده بود اسکناس را مشاهده کرد. با تردید، ناباور، خم شد و آن را به دست گرفت. ده، ده، ده، یک اسکناس « ده سولی » بود، اسکناسی که « پسه تا » های بسیار و « رآل » های بی شماری ارزش داشت.  دقیقا چند رآل؟ نشان چه ثروتی بود؟ استبان آنقدر نمی دانست که بتواند وارد حسابهایی این قدر پیچیده شود، اما مین برایش کافی بود که بداند این اسکناس از کاغذ سرخ است و چپ و راست رویش یک عدد ده نوشته شده است.

  از جاده گذشت و وارد محوطه ای پر آشغال شد. به کوچه ای قدم گذاشت و از آنجا توانست بازار مردم ثروتمند را ببیند. این شهر لیما بود، لیما، لیما؟ کلمه برایش معنایی نداشت. به یاد آورد که عمویش از لیما به عنوان شهری بزرگ ، چندان بزرگ که یگ میلیون و نیم آدم زندگی می کردند با او سخن گفته است.
   ایستاد و اندیشید: شهر، بازار ثروتمندان، ساختمانهای سه و چهار طبقه، اتومبیلها، توده آدمها و اسکناس نارنجی در جیب شلوار. سپس لحظه ای گردش کرد، به سنتیس که جزو شهر بود رسید. مردم در جنبش بودند، در همه جهت در تک و پو بودند، و او همواره بی حرکت در میان این همه جنبش مانده بود.
                                                                 
اگر قسمت ها کوتاه اند به دلیل این است که در خود کتاب قسمت بندی شده بود و در اینجا داستان بر طبق کتاب نوشته شده است.
منتظر قسمت بعدی باشید که در روز یکشنبه آپ خواهد شد.


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
clarindaGrieve.jimdo.com چهارشنبه 18 مرداد 1396 07:35 ب.ظ
Hi there colleagues, its fantastic piece of writing regarding tutoringand completely defined, keep
it up all the time.
BHW چهارشنبه 30 فروردین 1396 04:16 ق.ظ
I will right away snatch your rss as I can't find your e-mail subscription link or
e-newsletter service. Do you've any? Kindly permit me understand in order that I could
subscribe. Thanks.
manicure جمعه 11 فروردین 1396 10:14 ق.ظ
Wow, incredible blog layout! How long have you
been blogging for? you make blogging look easy. The overall look
of your web site is great, let alone the content!
سارا اصغری دوشنبه 24 مهر 1391 06:13 ب.ظ
واقعا خوب بود
Hiva پاسخ داد:
خواهش میکنم خوشحال شدم اومدی میدونی چیه یه ذره واسم غیر منتظره بود...:) ولی به هر حال از اومدنت خوشحال شدم...
Sherlock Holmes جمعه 7 مهر 1391 10:30 ق.ظ
جالب بود ... ممنون از داستان های خوبتون .... منتظر قسمت بعدی هستیم (می تونید قسمت رو برای فردا به صورت پست آینده قرار بدید بعد فردا فقط یک بار - در صورت امکان اول وقت - به آرشیو مطالب سر بزنید و اون مطلب در بلاگ قرار بگیره ....
Hiva پاسخ داد:
ببخشید بنده تا دیر وقت بیدار بودم اما نظرت رو ندیدم و تا دیر وقت خواب بودم انشالله تا یک شنبه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر