تبلیغات
stories with me - نگهبان کاروان Online User

شارژ ایرانسل

فال حافظ

پیچک

 

سه شنبه 4 مهر 1391

نگهبان کاروان



نگهبان کاروانی هنگام شهر به خواب رفت. دزدان آمدند و کاروان را غارت کردند... و پا به فرار گذاشتند. صبح کاروانیان دیدند که اموال و شتران آنها ناپدید شده. 
- چه شده است؟!
- دزدان نقابدار کاروان را غارت کردند.
- مگر تو سنگ بودی؟ چرا جلوی آنها را نگرفتی؟
- آنها زیاد بودند و من تنها بودم.
- اگر نمی توانستی با آنها مبارزه کنی باید فریاد می زدی تا ما بیدار شویم.
- در آن موقع شمشیر کشیدند و گفتند که اگر فریاد بزنی تو را می کشیم، من هم از ترس ساکت شدم.
- اما الان هر چقدر که بخواهید برایتان فریاد می زنم!!
                                                                                    منبع: کتاب داستانهایی از مثنوی
                                                                                                                     گردآوری: پرهام صدیقی
 نظر فراموش نشود 


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
http://lindsaynoorani.jimdo.com چهارشنبه 18 مرداد 1396 05:56 ب.ظ
Do you have a spam problem on this site; I also am a blogger, and I was wanting to know your situation;
we have created some nice procedures and we are looking to swap techniques with other folks, be sure
to shoot me an email if interested.
Lakeisha جمعه 16 تیر 1396 06:22 ب.ظ
Excellent way of describing, and nice post to get information on the topic of my
presentation subject matter, which i am going to deliver in college.
at home std test دوشنبه 5 تیر 1396 04:30 ق.ظ
چلیپا از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین در آغاز آیا نه حل و فصل خوب با من پس از برخی
از زمان. جایی درون جملات شما در واقع قادر به
من مؤمن متاسفانه فقط برای کوتاه در حالی که.
من با این حال کردم مشکل خود را با فراز در مفروضات و شما ممکن است
را خوب به پر کسانی که شکاف. که شما در واقع که می توانید انجام من خواهد قطعا بود تحت تاثیر
قرار داد.
std testing near me شنبه 3 تیر 1396 06:33 ب.ظ
بسیار چلیپا از خود نوشتن در حالی که صدایی دلنشین ابتدا آیا واقعا
حل و فصل کاملا با من پس از برخی از زمان.
جایی درون پاراگراف شما در واقع قادر به من مؤمن اما تنها برای بسیار در حالی که کوتاه.
من با این حال مشکل خود را با جهش در منطق و یک ممکن است را سادگی به کمک پر کسانی که معافیت.
که شما که می توانید انجام من را بدون شک تا پایان مجذوب.
std clinics near me پنجشنبه 25 خرداد 1396 06:36 ب.ظ
core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب در آغاز آیا نه نشستن درست با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر جملات شما در واقع موفق
به من مؤمن اما فقط برای while.
من با این حال مشکل خود را
با فراز در منطق و شما ممکن است را خوب به
پر همه کسانی معافیت. در این
رویداد شما که می توانید انجام من را بدون شک تا پایان در گم.
اقدام پنجشنبه 14 اردیبهشت 1396 03:12 ب.ظ
عزیزم چرا داستان را عوض کرده ای؟ داستان اینجوریه که دزدان وقتی سر میرسند میبینند یه نگهبان جلو کاروان ایستاده..... صف میکشن و به نوبت او را میکنند..... بعد که نفر چهلم فارغ میشه نگهبان شمشیر میکشه و کل دزدان را میکشه.....بعد ازکاروانیان میپرسه من چگونه نگهبانی هستم؟ جواب میدن از تو واسه ما فایده ای نیست..... تا 40 نفر تو را نکنند به غیرت نمیایی .
BHW پنجشنبه 31 فروردین 1396 02:16 ق.ظ
I blog frequently and I really thank you for your content.
Your article has really peaked my interest. I'm going
to book mark your website and keep checking for new information about
once per week. I opted in for your Feed as well.
جمعه 10 دی 1395 07:44 ب.ظ
مهدیس یکشنبه 28 آذر 1395 08:42 ب.ظ
بسیار عالی خیلی ممنونم
دوشنبه 22 آذر 1395 10:16 ق.ظ
عالییییی بود❤❤❤❤❤
ولی چرا کامل نبود چند خط نداشت.
حسین جمعه 12 آذر 1395 11:41 ب.ظ
تقلب بسیار خوبی بود تو فارسیمون بود نمیتونستم جورش کنم بنویسم ممنوننننننننم خخخخخخ
Hamid چهارشنبه 10 آذر 1395 02:27 ب.ظ
عالی بود. ممنون
Hamid چهارشنبه 10 آذر 1395 02:27 ب.ظ
عالی بود. ممنون
لتلت شنبه 6 آذر 1395 04:09 ب.ظ
تر زدی
مریم یکشنبه 23 آبان 1395 07:55 ب.ظ
عالع بود
یکشنبه 23 آبان 1395 04:54 ب.ظ
متن خوب بود
شنبه 22 آبان 1395 03:47 ب.ظ
خوب بود
Sherlock Holmes جمعه 7 مهر 1391 05:01 ب.ظ
شمت خیلی نزدیک شدی ... مرحبا ... خب من برم ادبیات بخونم ... خداحافظ
Hiva پاسخ داد:
خداحافظ
Sherlock Holmes جمعه 7 مهر 1391 03:35 ب.ظ
من که قبلا گفتم کلاس چندمم ... شما با سنم تصمیم بگیر ...
Hiva پاسخ داد:
کی گفتی من فقط سنتو میدونم تازه رفتی دبیرستان؟؟
Sherlock Holmes جمعه 7 مهر 1391 01:22 ب.ظ
منظورم پنجشنبه ها تعطیل نبود !
Hiva پاسخ داد:
گرفتم ما بخاطر تعطیلی همین روز خیلی کم میریم ازمایشگاه
Sherlock Holmes جمعه 7 مهر 1391 01:22 ب.ظ
بابا شما چقدر با برنامه اید مال ما همین جوری اومده بودن از اول زمین رو هم درس دادن ... آخه اون زمان پنجشنبه ها نبود ...
Hiva پاسخ داد:
پس شما هم تیزهوشانی ... دقیق بگو کلاس چندمی؟
Sherlock Holmes جمعه 7 مهر 1391 12:59 ب.ظ
چه جالب ... شما زیست و زمینتون جداست ؟ از همون اول به شما زیست درس میدن ؟ چه جالب ! خب من !!!! من هم یه چیزی در مایه های شما !
Hiva پاسخ داد:
تابستون هفته ای دو روز پیریم مدرسه بهمون درسای اختصاصی رو میدن تابستون زمینو معلم زیستمون درس میده بعد اگه تموم نشد موقع مدرسه زمینو تموم میکنه بعد میره سراغ زیست و کتابای تکمیلی. دقیق بگو ببینم
Sherlock Holmes جمعه 7 مهر 1391 12:23 ب.ظ
آهان پس شما از دو حالت خارج نیستید : یا تو دبیرستان هستید یا توی راهنمایی تیزهوشان (احتمال دوم بیشتره !)
Hiva پاسخ داد:
اره من دوم راهنمایی تیزهوشانم و تو ...؟
Sherlock Holmes جمعه 7 مهر 1391 10:26 ق.ظ
الان چرا ناراحتی خانم Hiva ؟ باشه هرجور میلتونه من دیگه نظر نمی دم :(
Hiva پاسخ داد:
ببخشید من کجا گفتم نظر نده اون شکلکم اشتباه تایپی بود الان تنها ناراحتی من امتحان زیستمه....
Sherlock Holmes پنجشنبه 6 مهر 1391 09:57 ب.ظ
زیبا بود ...
Hiva پاسخ داد:
ممنون :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر